سيد جلال الدين آشتيانى

825

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

به همين جهت ، داراى انواع و اقسام حشر و نشر است . عقول مجرده و موجودات برزخيه ، چون حركت ندارند و آنچه كه عين ثابت آنها اقتضا دارد ، در ابتداى وجود ، حق به آنها افاضه نموده است . حكماى محققين ، ابتداى وجود و حشر آنها را عبارت از يك امر واحد دانسته‌اند . بمذاق آنها عقول و ارواح و اشباح مثاليه بدء و حشر آنها يكى است . بنا بر اين ، حشر اختصاص دارد بحيوانات ، كه داراى قوهء خياليهء مجرده از ماده‌اند ، و انسان كه هم متصف بتجرد خيالى است و هم داراى تجرد عقلانى و روحانى صرف است . بقيهء موجودات داراى حشر تبعى و غير استقلالى هستند . مصنف علامه در اين فصل ، كيفيت حشر ارواح انسانى و نحوهء رجوع به حق و عود روح و مظاهر آن به مبدأ و اصل اشياء در قيامت كبرى را بيان نموده است . در مباحث قبل در بيان حكومت اسماء الهيه بيان كرديم ، كه مراتب وجودى ، مظاهر اسماء و صفات و ذات حقند ، و حق به اين اعتبار داراى تجليات مختلف و متعدد است ، و بيان نموديم كه از براى اسماء و صفات حق ، دولتهايى است كه حكم و سلطنت آن در عالم وجود نسبت بمظاهر و اعيان ظاهر مىشود و هر مظهرى محكوم به حكم اسم واحد يا اسماء متعدد حق است . اصل زمان كه اسم دهر است ، حكم ساير نسب اسمائيه و حقايق كليه را دارد ؛ و از نسب معقولهء در غيب اشياء است . دهر ، به همين لحاظ از امّهات اسماء شمرده شده است . احكام دهر در هر عالمى ، مناسب با احوال مفروضهء متعينهء حقايق ممكنات ، و احكام ممكنات و آثار اسماء و مظاهر اسماء از اعيان سماوات و كواكب و كرات ظاهر مىشود . محل تجلى و ظهور هر اسمى از اسماء الهيه كه ملازم با تجلى فيض حق بوجود منبسط است ، و وجود با تشخص مساوق است ، عين ثابت هر متشخصى مىباشد . هر اسمى بمناسبت تقيد به مرتبهء معين به حكم مخصوص با آنكه از جهاتى با اسماء ديگر اشتراك دارد ، ممتاز از اسم ديگرى است . امر الهى مقتضى ظهور هر اسمى در محل و مظهر مخصوص و مجلاى متشخصى است . مظاهر مربوب و محلّ نفوذ احكام اسماء و اسماء مربى و متنفذ و نافذ در مظاهر و مجالى خود مىباشند .